
نشان ترکه را حک کن
در این آفاق شلاقی،
نشان تَرکه را حک کن
نماد زلفِ بر بادِ پریشان داده را حک کن
نشان زخم شلاقش،
نشان استقامتها،
خروش و نالهی مردِ چنان اِستاده را حک کن
شکوه باغ را هرگز،
ندیدیم و چنان خُشکید (۱)
و استخراج شومِ ترکهی خُشکانده را حک کن
تبر بردار و بر زن، بر هر آنچه باغ خشکیده
دوامِ کوششِ صدها هزاران ساله را حک کن
اگر بودیم و گر رفتیم
به یاد ترکه و شلاق،
شکوهِ رویشِ سروِ کهنآزاده را حک کن
(مجید خالقیان)
۱- تحت تاثیر بیتی از حسین منزوی:
دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفته است
امروز که صف در صف، خشکیده و بی باریم
دیگر سرودهها را بخوانید...