Background Image

طلوع خُرّمان آید همی

بر شب تیره، طلوع خُرّمان آید همی

گرچه درد ما دگر بر استخوان آید همی


انتظار مَهدی و عیسی خوش است اما کنون

منجی ما از خروش زاهدان آید همی


آهِ آن مادر، بدونِ کودکان، آتش شود

آتشی زرتشت وار از خاوران آید همی


این زبان از کوششی در تنگنا شد ماندگار

شاهکارِ شاعرانِ پرتوان آید همی


در میانِ مرگ‌زایان، مهر ما پاینده است

زنده‌ایم و زندگیِ جاودان آید همی

(مجید خالقیان)

دیگر سروده‌ها را بخوانید...