
صدای پای نوروزی
به نام خوی فَرُّخمرد (۱)،
رفیق و یاورینش باش
بمان در اولینهایش،
پناه آخرینش باش
زبان پاک دورانها،
اگر شیراز و گر بلخ است،
بخوان زیباترین شعرش،
کلام بهترینش باش
نوای خُرَّم و شاداب،
صدای پای نوروزی…
کنون با خشت جان خود،
شروع آتشینش باش
اگر دلهای ما ناخوش،
بزن اکنون سرودی خوش
به یاد تیشهی فرهاد…
تلاش واپسینش باش
دمی دشتی، دمی ماهور
بزن در دستگاه شور،
بخوان تصنیف جانانه،
سرود اینچنینش باش
از آن اندیشهی بهزاد (۲)،
به سوی شعر نیمایی
بمان همراه این راهش،
همیشه همنشینش باش
به نام هفت شهر عشق،
به یاد سرزمین نور…
به پایان آمد این شعرم،
شکوه هفتمینش باش
(مجید خالقیان)
۱- اشاره به متن باستانی «خیم و خِرَدِ فرخمرد» که درباره مرام نیک جوانمردانه و در ستایش خِرَد نوشته شده است.
۲- اشاره به «بهزاد فرخپیروز» شاعر باستانی ایرانی اواخر ساسانیان
دیگر سرودهها را بخوانید...